true
انقلابها با هر فرهنگ، جغرافیا و ایدئولوژی، علی رغم تفاوتها، ویژگی های مشترکی با هم دارند. یکی از این ویژگی های مشترک، احساس تکلیف و تصور داشتنِ قدرت برای اصلاح جهان بعد از پیروزی انقلاب ها است. سرمستی و هیجان ناشی از غلبه بر رژیم گذشته و در جَو آرمان خواهی های دور و دراز، حوزه استحفاظی رهبران انقلاب و انقلابیونِ پیروز دیگر فقط اصلاح امور کشور خودشان نیست، انها بلافاصله پیگیر انقلاب جهانی می شوند و بی دریغ امکانات محدود کشور خود را صرف انقلاب جدید می کنند. تجربه همه انقلابها نشان می دهد، انقلابیون به تدریج چنان در پروژه اصلاح امور جهان غرق می شوند که اصلاح امور مملکت خود را تقریبا بدست فراموشی می سپارند.
يكی از این انقلابها، انقلابِ چین بود. به محض پیروزی انقلاب، پروژه انقلاب جهانی چین هم شروع شد. دولت چین به گروه های انقلابی متعددی در آسیا، افریقا و آمریکای مرکزی و جنوبی، کمکهای مادی، نظامی و فکری می کرد. کمتر کشور جهان سومی بود که یک یا چند گروه مائویست با حمایت چین علیه دولت آن کشورها در حال مبارزه نباشد. سازمان انقلابی حزب توده، اتحادیه کمونیستهای ایران و حزب رنجبران معروفترین گروه های کمونیستی ایرانی مورد حمایت چین در آن زمان بودند. خان بابا تهرانی کمونیست کهنه کار ایرانی بخش فارسی رادیوی چین را اداره می کرد. بسیاری از کمونیستهای سرخورده از نظام شوروی در سراسر دنیا، چین را بعنوان قبله آمال خود انتخاب کرده بودند.
همچنان که انقلاب جهانی چین در خارج از مرزها یا شدت و حدت پیش می رفت، در داخل فقر و فلاکت روز به روز عمق بیشتری پیدا می کرد. در پی شکست برنامه ” جهش بزرگ ” حداقل ٣٠ ميليون چيني بر اثر گرسنگي مردند. با اینکه این کشور بالقوه ابَرقدرت بود، درآمد سرانه آن در میان کشورهای دیگر به رتبه ۱۷۷ رسید و در رده پنج کشور فقیر دنیا قرار گرفت. مرحوم اصغر قندچی بنیانگذار شرکت ایران کاوه، نقل می کرد، قبل از انقلاب چینی ها برای خرید کامیون به ما مراجعه کردند، اما گفتند ما پولی برای خرید آنها نداریم در عوض می توانیم ابزارآلات مثل انبردست و پیچ گوشتی به شما بدهیم.
انقلابیون چینی علاوه بر تجربه شکست خورده صدور انقلاب و اقتصادِ دولتی خود، تجربه شکست خورده اتحاد شوروی هم پیش چشم آنها بود، اما برخلاف شوروی، آنها قبل از اینکه فرصت اصلاحات از دست برود، جهت گیری و رویکردها، از جمله صدور انقلاب و اصلاح امور جهان را کنار گذاشتند و طی چهار دهه، تبدیل به دومین اقتصاد، بزرگترین صادرکننده و بزرگترین سرمایه گذار خارجی جهان شدند، تا آنجا که بزودی در مسابقه اقتصادی از آمریکا سبقت خواهند گرفت.
امروزه بزرگترین چالش آمریکا نه مهار هژمون چین انقلابي كمونيست بلكه چين ابَر توليدکننده و صادر كننده جهان است. در حال حاضر چین از هیچ گروه مبارزی در خارج از مرزهایش حمایت نمی کند و ديگر هیچگونه ادعائی برای اصلاح امور بشریت ندارد. چین براساس يك استراتژي هوشمندانه حتی توان واقعی خود در عرصه بین المللی را بسیار کمتر از آنچه هست نشان میدهد. عدم درگیر شدن در خارج از مرزهای چین تا آنجا پیش رفته که با وجود داشتن قدرت کاملاً کافی برای الحاق تایوان که قانوناً جزئی از خاک اصلي چین است، مترصد فرصت مناسب است، که بزودی آن را احتمالاً بدون درگیری نظامی بدست خواهد آورد.
چین بالاخره در صدور انقلاب خود موفق شد اما نه با حمایت از مائویستهای دنيا، بلکه با تبدیل شدن به بزرگترین کارخانه، سرمایه گذار خارجی، صادركننده کالا و خدمات مهندسی جهان، دیر یا زود با قدرت گرفتن هرچه بیشتر چین در عرصه اقتصاد، چالش چین در عرصه سياسي – نظامی با آمریکای زورگو و يكه تاز عیان تر خواهد شد. بی جهت نیست که بسیاری از صاحب نظران غربی، چین را ارباب آینده جهان خطاب می کنند./ انتهای پیام
false
true
http://pejvakelorestan.ir/?p=18767
false
false
