true
بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی، اقتصاد ایران متشکل از سه بخش دولتی، خصوصی و تعاونی است. بررسی واقعیتهای اقتصادی نشان میدهد که نقش دولت در فعالیتهای اقتصادی همچنان بسیار پررنگ است و بخش خصوصی در بسیاری از حوزهها یا وابسته به دولت است یا از کانالهای رانتی و نیمهدولتی فعالیت میکند. از این رو، میتوان گفت اقتصاد ایران در عمل، نه دولتی محض است و نه بازار آزاد، بلکه اقتصادی “خصولتی” یا شبهدولتی است که در آن مرز میان بخش عمومی و خصوصی بهدرستی تفکیک نشده است.
با توجه به گستره دخالت دولت و بانک مرکزی و اعمال سیاستهای پولی و مالیِ انقباضی و انبساطی، تعیین نرخ ارز و قیمتگذاریهای دستوری، فاصله اقتصاد ایران با اقتصاد بازار آزاد بسیار زیاد است. در چنین وضعیتی، فعالیتهای بخش خصوصی و تعاونی نیز عمدتاً در ذیل سیاستهای دولتی و با اتکا بر قدرتهای اقتصادی و سیاسی شکل میگیرد، و نه بر پایه رقابت و کارایی!
اقتصاد ایران در شرایط کنونی با نوعی دوگانگی تصمیمگیری مواجه است؛ از یک سو سیاستگذاران بر “آزادسازی اقتصادی” تأکید دارند، و از سوی دیگر ساختار حکمرانی اقتصادی مبتنی بر کنترل و مداخله گسترده دولت است. این تضاد موجب شکلگیری پدیدههایی نظیر، ایجاد رانت در سیاستهای ارزی، ناکارآمدی در نظام توزیع، تضعیف رقابت بخش خصوصی واقعی و در نهایت، تورم ساختاری و پایدار است.
در چنین بستر آشفتهای، کنترل تورم با ابزارهای دستوری یا مقطعی عملاً امکانپذیر نیست، زیرا ریشه تورم نه در «کمکاری بازار»، بلکه در عدم تعادل نهادی و اجرایی دولت است.
در وضعیت بحرانی کنونی، اقتصاد ایران ناگزیر در برابر دو انتخاب کلان قرار دارد؛ یکی بازگشت به اقتصاد کاملاً دولتی یعنی، دولت مسئولیت مستقیم سیاستهای تولید، واردات و نظام توزیع را برعهده گیرد و با حذف واسطهها و دلالان، خود کالاهای اساسی را مستقیماً به دست مصرفکننده نهایی برساند. در این مدل، نقش دولت صرفاً «ناظر» نیست بلکه «توزیعکننده اصلی» در اقتصاد میشود. دوم گذار به اقتصاد آزاد و رقابتی یعنی با اصلاح قانون اساسی یا تفاسیر اجرایی آن، اختیار کامل فعالیتهای اقتصادی به بخش خصوصی و تعاونی واگذار گردد و دولت صرفاً نقش نظارت، سیاستگذاری کلان و تضمین عدالت رقابتی را بر عهده گیرد. در این الگو، بازار از طریق مکانیسم عرضه و تقاضا به تعادل میرسد و نیازی به نهادهایی مانند ستاد تنظیم بازار، ستاد حمایت از تولید کننده و مصرف کننده و مداخلات دستوری در قیمتها نخواهد بود.
با توجه به اینکه در حال حاضر ساختار اقتصاد ایران دولتی است و امکان گذار سریع به بازار آزاد وجود ندارد، اصلاح نظام “توزیع و واردات کالاهای اساسی” میتواند مهمترین گام کوتاهمدت در مهار تورم باشد.
لذا پیشنهاد می گردد؛ کنترل و مدیریت واردات کالاهای اساسی به جای واگذاری به بازرگانان خاص و شبکههای رانتزا، مستقیماً در اختیار دولت «وزارت صمت» یا احیا وزارت بازرگانی قرار گیرد و ارز ترجیحی یا اعتبارات ارزی تخصیصیافته در بودجههای سالانه به جای تزریق به شبکههای غیرشفاف، به شکل متمرکز و شفاف توسط دولت هزینه شود و کالاهای وارداتی با قیمت واقعی و بدون واسطه در اختیار مردم قرار گیرد تا علاوه بر کاهش قیمت های عمومی و تورم اقتصادی، شاهد کاهش تورم روانی و تقویت اعتماد عمومی نسبت به سیاستهای اقتصادی کشور شد.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که سپردن واردات کالاهای اساسی به بخشهای غیررسمی و رانتی، نهتنها موجب کاهش قیمتها نشده، بلکه زمینهساز افزایش جهشی تورم، فساد سیستماتیک و ناکارآمدی نهادهای نظارتی شده است.
اقتصاد ایران بهدلیل ترکیب نامتجانس سیاستهای دولتی و خصوصی، دچار ناهماهنگی در سیاستگذاری و اجراست و ادامه روند فعلی، نه تنها توان مهار تورم را از بین خواهد برد، بلکه در بلندمدت موجب فرسایش اعتماد عمومی و فروپاشی کارکرد نظام اقتصادی خواهد شد.
بنابراین ضروری است که حاکمیت و تصمیمگیران کلان اقتصادی کشور با نگاهی واقعگرایانه و علمی، یکی از دو مسیر زیر را با قاطعیت انتخاب کنند؛ یا دولتیسازی کامل اقتصاد و پذیرش مسئولیت مستقیم دولت در نظام توزیع و کنترل بازار، یا گذار نهادی به اقتصاد بازار آزاد با محوریت بخش خصوصی و سازوکار رقابت سالم، در هر دو حالت، شرط موفقیت، شفافیت، پاسخگویی و حذف ساختارهای رانتی است. تنها در این صورت میتوان امید داشت که اقتصاد ملی از وضعیت فعلی خارج شده و آرامش، ثبات قیمتها و تعادل واقعی در عرضه و تقاضا برقرار شود./ انتهای پیام
false
true
http://pejvakelorestan.ir/?p=18754
false
false

وقتی ارزی نیست و پناه بر چاپ پوله و تحت فشار شدید تحریم و اسنب بک هستیم و همچنان مرغمان یک پا دارد موتور اقتصاد رو چطور راه می اندازید .
سلام جناب رباطی عزیز
بنظر بنده تنها وزارت خانه ای که میتوان کشور را از رکود و تورم نجات یابد صنعت ومعدن وتجارت است. بدرستی اشاره فرمودید که روشهای اجرا بزرگترین موانع سد را رکود است قانون انتزاع مزخرفترین قانونهای من در آوردی است که متاسفانه در دولت سیزدهم اجرا شد از نظر قانون تجارت سازمان حمایت از مصرف کننده وتولید کننده مسول توزیع ونظارت کالاهای اساسی است متاسفانه در دولت احمدی نژاد یا خوشبختانه شیش هزار نیروی بازرس در کشور برای رصد ونظارت بازار بکار گرفته شد الان قانون انتزاع معمولا انهارا یا بیکار یا دلسرد کرده قانون انتزاع وظایف نظارت کالاهای اساسی را به وزارت کشاورزی محول کرد که این خلاف قانون است وزارتخانه ای که خودش تولید وتوزیع میکند چطور وبر اساس کدام حکم نظارت میکند ایا اگر وزارت جهادو در توزیع تخلف کند خودش میتونه برای خودش تشکیل پرونده بدهد مثل اینکه بگویند با بیل خودش اب خودش را قطع کند متاسفانه قانون گذار هم در این وادی سهیم است بنظر بنده تا قانون اصلاح نشود ودولت بیدار نشود وتا زمانی سازمان حمایت به وظیفه ذاتی خودش همان نظارت بر تولید توزیع نداشته باشد بازار از رکود خارج نمیشود واقتصاد همان اقتصاد دستوری وباعث تورم ورکود است سازمان حمایت باید از مبدا تا مقصد نظارت داشته باشد الان در بعضی مواقع نه اصناف نه جهاد ونه صمت به وظایف قانونی خودشان تمکین نمیکنند بنده استدعا دارم که معاونین اقتصادی استاندار به نامه شورای عالی امنیت در تاریخ سی .هفت ۴۰۳رجوع کند تا مدیرانی که برای فرار از مسولیت قانون شورا که از نظر قانونی لازم واجراست شناخته وبه مردم معرفی شوند تا سیه روی شود هر که دراون غش باشد
بدرود مانا باشید