×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۱۲ بهمن - ۱۴۰۱  
true
true
تحلیلی بر خشک شدن سراب ها، رودها و قنات ها در ایران: یاداشتی از دکترحسن رضا یوسفوند عضو هیات علمی جامعه شناسی و رییس دانشگاه پیام نور لرستان


بر اساس اسناد و شواهد موجود ایران کشوری خشک است. حتی آن زمان که کشورهای امروزی چون گرجستان، آذربایجان، شرق ترکیه (با ان همه منابع آبی)… جزئی از قلمرو ایران بوده اند باز هم ایرانیان اقلیم خود را خشک و نیمه خشک می دانستند. ناامنی ناشی از خشکسالی یکی از دغدغه های ایرانیان در کل تاریخ بوده است. در برخی از کتیبه های باستانی دعایی وجود دارد که «خدایا این کشور را از شر خشکسالی، دشمن و دروغ در امان نگه دار» که به وضوح نشان از ناامنی ناشی از خشکسالی است.
میانگین بارندگی در صد سال اخیر در ایران چیزی در حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلی متر است. توزیع این بارندگی در کشور یکسان نیست. به عنوان مثال در برخی مناطق غربی ایران مانند لرستان، کردستان و استان های شمالی… این میزان به ۷۰۰ و ۸۰۰ میلیمتر و در همدان به ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلی متر در سال های پر باران می رسد.
با توجه به اینکه میزان بارندگی از سمت غرب به شرق کشور کاهش می یابد در برخی مناطق مرکزی و شرقی میزان بارندگی به کمتر از ۱۰۰ میلی متر هم می رسد. حال در کشور در سالهای پر باران میانگین بارندگی به ۳۷۰ میلیمتر یا اندکی کمتر و بیشتر و در سال های کم باران به نزدیک ۲۵۰ میلیمتر یا اندکی کمتر و بیشتر نیز می شود. الگوی بارندگی کشور تا کنون چنین بوده است و به نظر می رسد اگر تغییرات جوی خاصی در مقیاس جهانی رخ ندهند چنین هم خواهد ماند. حال سوالی که مطرح می شود این است چه اتفاقی افتاد که به یکباره در طول یک دهه یا بیشتر کشور به وضعیتی دچار شده است که بیشتر تالاب ها و چشمه ها و سراب ها… خشک یا در حال خشک شدن هستند؟ برخی استدلال می کنند سد ها عامل این وضعیت هستند و باورمندند اگر سد ها نبودند چنین اتفاقی نمی افتاد. این استدلال به این می ماند که کسی بگوید چون با اتومبیل امکان ترافیک و تصادف وجود دارد پس ما اتومبیل نمی خواهیم. اولا اغلب کشورهای دنیا سد دارند و بیشتر آنان مشکل خشکسالی ندارند(بیخ گوشمان کشور ترکیه). دوم سدها اگر خوب جایابی شوند آبی که بخش عمده ای از آن هدر می رود را حفظ می کنند و مدیریت بهتر می شود و در بخش های مختلف از قبیل صنعت و کشاورزی… استفاده می شود. سوم اینکه آب پشت سدها، آبهای جاری در روی زمین سراب ها و چشمه ها و بارندگی های ماه های آخر پاییز تا اوایل بهار است که در این بازه زمانی کشاورز کمترین نیاز به آن دارد و بیشتر آبگیری سدها هم در همین زمان است. چهارم اینکه آب پشت سد آبی است که از چاه یا قنات توسط نیروی انسانی و با ابزار صنعتی بیرون نیامده است بلکه آب مازاد رو و زیر زمین است که در قالب چشمه ها و سراب ها و یا آب ناشی از بارندگی در پشت سد ها جمع شده است. پس مشکل از کجا شروع شد؟ به نظر نگارنده مشکل از زمانی شروع شد که در کشور ایجاد چاه های عمیق مجوز دار و بدون مجوز به ذی نفعان و ذی نفوذان شروع شد و محیط طبیعی را از مدار طبیعی بودن خارج نمود. بر اساس شواهد موجود از سال ۱۳۸۴ دادن مجوز چاه‌های که عمق آنها از عمیقترین قنات های ایران بیشتر بود رشد تصاعدی و سرسام آوری داشته است و بسان یک بلای آسمانی با حفر چاه های عمیق در محیط پیرامون آنان چنان به جان آب های زیر زمینی کشور افتاد که در کمتر از یک دهه قنات هایی را ( که در طول قرنها آب کشاورزی و غیر کشاورزی مردم را در نقاط کم آب تامین می کردند) هر آن در حال خشک شدن هستند و یا خشک شده اند. در این پروسه که به نظر می رسد نابخردانه و ناسنجیده بوده است با یک تیر (یعنی مجوز حفر چاه های عمیق در سراسر کشور )سه هدف مهم و استراتژی زده شد؛ یک: هنر و فرهنگ بومی ایرانی ها که قنات از کاراترین و مؤثرترین آن در مبارزه با خشکسالی خاصه در مناطق مرکزی و شرقی کشور بود را بی اثر کردند، دو: در مناطق پر باران و پر آب کشور کم آب شدن و خشک شدن سراب ها و چشمه های طبیعی را سرعت بخشیدند سوم: اینکه آبی را که در طی قرن ها و حتی هزاران سال قطره قطره در زیر زمین جمع شده بود و اقلیم ایران را قابل سکونت و کشاورزی کرده بود به یکباره با چنان وضعیتی روبرو کرده اند که جبران آن بسیار سخت و زمانبر خواهد بود . به گمانم فکر می کردند اقیانوس اطلس در زیر زمین ایران است که مجوز هزاران چاه را صادر نمودند به طور متوسط ازسال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ روزانه مجوز حدود ۸۰ چاه عمیق در کشور صادر شده است چاه هایی که جایگزین قنات های شدند که به هیچ عنوان تخریب منابع آبی و طبیعی در کشور را به دنبال نداشته اند. چند سالی است که به دنبال پر کردن همان چاه‌های هستند که کلی هزینه برای خرید موتور آنها شده بود. برخی از پیامدها و کژکارکردهای که این چاه ها و چاه های غیر مجازی که به دلایل مختلف قدرت تخریب تعداد زیادی از آنها ندارند عبارتند از:
یکی اینکه بیشتر موتورهای آنان از خارج خریده شد و باعث خروج ارزهای که از طریق فروش نفت خدادادی به دست آمده شد .دوم باعث گردید چرخ اقتصاد کشورهای صادر کننده موتور چاه بهتر بچرخد. سوم سرعت بخشیدن به استخراج و خالی کردن آب های زیر زمینی کشور و خشک نمودن چشمه ها و سراب ها و رودها… چهارم خشکسالی و فرو نشست زمین و انواع مشکلات زیست محیطی، پنجم هزینه ها و پیامدهای اجتماعی و سیاسی و امنیتی برای کشور ایجاد نموده و محتمل است در آینده نیز ادامه داشته باشد./ انتهای پیام

false
true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false