×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۱۰ بهمن - ۱۴۰۱  
true
true
مین زدائی و امید: تقدیم به روح پرفتوح جناب سروان شهید زین العابدین رباطی

شهریور سال ۱۳۶۹ ماموریت پاکسازی منطقه عمومی دهلران-موسیان و بیست و سه حلقه چاه وزارت نفت که در دل کوه ها و تپه ماهورهای آنجا پراکنده بود به ما ابلاغ گردید. با یک فروند هلیکوپتر برای شناسایی منطقه، عازم موسیان گردیدم. منطقه به حدی آلوده به انواع مین های عراقی و گلوله های عمل نکرده بود که هر چه به خلبان هلیکوپتر اصرار کردم مقداری ارتفاع پرواز را کاهش دهد که بتوانم دقیق تر شناسایی کنم قبول نکردند و اظهار داشتند که ممکن است فشار باد ملخ موجب انفجار مین ها شود و ‌‌‌‌… فلذا دیگر ادامه ندادم زیرا وی را کاملا درک کرده و دیگر اصرار نکردم. گفتم هرکجا میتوانی فرود بیا تا من خودم از نزدیک شناسایی کنم ولی ایشان زیر بار این خواسته نرفتند لذا الزاما با دوربین اراضی منطقه موسیان را بررسی کردم و چند عکس از منطقه آلوده به مین گرفته و به قرارگاه برگشتیم. فردای آن روز از قرارگاه عین خوش زمینی حرکت کردم تا شناسائی زمینی انجام دهم. دو نفر از همکارانم بنامهای استوار جعفر آقائی و استوار علیمحمدی هم همراه من بودند. زمانی که درحال شناسائی بودم تصادفا فرمانده قرارگاه جنوب تیمسار زوالت از آنجا عبور کردند، پس از احوال پرسی نسبت به رعایت نکات ایمنی هشدارهای لازم دادند و رفتند.

سن و قدمت مین گذاری ها خیلی زیاد نبود. معلوم بود عراق پس از عملیات سی و یک تیر ۱۳۶۷ دیوانه وار اراضی موسیان را مین گذاری کرده است. لذا پاکسازی به ظاهر از مناطق آلوده قدیمی تر آسان تر به نظر میرسید اما واقعا اینگونه نبود، زیرا مهندسی عراق برای مین گذاری مناطق موسیان (اراضی ایران)از تمام توانش بهره گرفته بود و این مین برداری و پاکسازی را سخت تر می کرد.

خداوند جناب سروان زین العابدین رباطی را رحمت کند.جمعی مهندسی لشکر ۲۱ حمزه بودند و گروهان ایشان هم در منطقه عمومی عین خوش مستقر بود و شناخت کاملی از منطقه و مناطق آلوده داشتند. دیداری با ایشان و فرمانده گرهاونشان داشتم و اطلاعات ذی قیمتی در اختیار گذاشتند.

عراقیها بد قولی کردند و کروکی میادین مین را به ما نداد، همچنین پیگیری های نمایندگان سازمان ملل(un)هم نتیجه بخش نبود.خودم شخصا به اتفاق استوار جعفر آقایی و استوار علیمحمدی شناسایی ها را انجام داده و کروکی میادین مین را تهیه کردم و یک نسخه به قرارگاه جنوب ارسال کردم. طبق دستورالمعل قرارگاه جنوب اولویت پاکسازی ابتدا با شهرها، سپس روستاها و در مرحله سوم اراضی کشاورزی بود اما برای آغاز بکار کارکنان شرکت نفت، اراضی و مناطق موردنظر آنها همزمان در اولویت دوم قرار گرفت و هر کجا که رابط آنها اعلام می کرد یک اکیپ جهت پاکسازی آن مناطق اختصاص داده می شد.

پس از عملیات فتح المبین اراضی آزاد شده از سه راهی دهلران-اندیمشک تا عین خوش با حضور اکثر گردانهای مهندسی لشکرها پاکسازی کرده بودیم ولیکن در آن زمان به علت کم تجربگی و آلودگی وحشتناک مناطق مذکور متاسفانه تلفات زیادی داده و همکاران گرانقدری را از دست دادیم که ضایعه ی اسفبار و غیر قابل جبرانی بود، لذا با یک پشتوانه تجربی قابل قبول و پایدار و بسیار ارزشمند و بدون هیچ گونه تجهیزاتی مناطق دیگر را از جمله خوزستان و مناطق مهران، گیلانغرب و سرپل ذهاب را بدون دغدغه پاکسازی نمودیم.

نمایندگان سازمان ملل که تجارب گرانسنگی از مین برداری در سراسر جهان داشتند از روند پاکسازی ما در خوزستان بازدید به عمل آوردند. از تجهیزات در اختیار ما برای پاکسازی سوال می پرسیدند و ما یک سیخک را به آنان نشان می دادیم، آنها می گفتند منظور ما اینه که در حین پاکسازی از چه ابزاری استفاده می کنید؟! ما باز سیخک و مین یاب متکس را به آنها ارائه میکردیم، آنها فکر می کردند که تمسخرشان می کنیم، بعدها چند وسیله پاکسازی از طریق قرارگاه پاکسازی بما واگذار شد که احتمالا پیگیرهای آنها منتج به این موضوع شده بود.

خدای سبحان را شاکر و سپاسگزارم پس از مدت چهار سال مناطق نفت خیز و اراضی کشاورزی منطقه دهلران بدون کوچکترین تلفاتی پاکسازی و تحویل استانداری ایلام و همچنین شرکت نفت گردید تا دوباره چاههای نفت پلمپ شده به چرخه تولید و صادرات نفت برگردند.
/سرهنگ مهندس جانباز ایرج زیودار

false
true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false