×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۱۳ بهمن - ۱۴۰۱  
true
true
نشان از قدرت اما بی قدرت: دکترحسن رضا یوسفوند


برخی ایرانی ها دوست دارند دیده شوند، خیلی مشتاق است که به حرفش گوش دهند، هر چند همیشه در میانشان اقلیتی وجود داشته در مقابل ظلم ایستاده اند، اما خُلق اجتماعی چنین افرادی این است که همیشه در برابر قدرتمند بسیار متواضع و با ادب، در مقابل زیر دست بسیار ظالم و ستمگر، فرقی ندارد این قدرت سیاسی باشد یا اقتصادی یا ورزشی… همین که قدرتمندتر از خود را دید یا احساس کند شخصی از آن برتر است به هر طریقی سعی در نزدیکی به او دارد، از طریق این نزدیکی می خواهد که بخشی از این قدرت صاحب قدرت را به خود منتقل کند، می خواهد با قدرتمند تر از خود عکس بگیرد که نشان دهد ایشان هم صاحب قدرت است، در کنار قدرتمندان غذا سرو نمایند که نشان دهد که او نیز در حد قدرتمندان است.

اگر یک مقام مسئول را می بیند سعی می کند به عناوین مختلف با آن ارتباطی برقرار کند و به او نزدیک شود، چنین فردی دنبال قدرت ملموس است، قدرتی که همه به آن احترام می گذارند، قدرتی که برای رسیدن به آن از هر فرصتی استفاده می کنند، برای رسیدن به چنین قدرتی حتی در مراسم درگذشت شخص قدرتمند و وابستگان به قدرت شرکت می کنند، زیرا با این شرکت می خواهد بهره ای از این قدرت ملموس دیگری را در وجود خود داشته باشد و به آن افتخار کند که من در چنین مراسم ختمی شرکت کرده ام که قدرتمند بوده است. پس ایشان نیز صاحب قدرت است.

به کشورهای خارجی سفر می نماید عکس می گیرد و آن را در پروفایلش قرار می دهد، از این طریق می خواهد به دیگران بگوید من قدرت دارم و در جرگه قدرتمندان جای می گیریم زیرا توانسته ام از مناظری دیدن کنم که دیگران توان دیدن آن را ندارند، در چنین جامعه ای تحصیل در دانشگاه های دور از وطن نیز قدرت محسوب می شود، مهم نیست که ره آورد تحصیل و سفر چی بود است، مهم این است در دانشگاه دور از وطن درس خوانده، خارج بوده ،پول براش هزینه شده پس قدرت دارد، بنابراین می تواند هر ادعای برای قدرت داشتن بیشتر داشته باشد.

در جامعه خریدار قدرت ملموس برای رسیدن به مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بسیار بیشتر از دانش داشتن متناسب با این درجه ها تلاش می شود. در جامعه ی تشنه قدرت، دانشجوی ترم اول دکتری آن دکتر محسوب می شود و به عنوان کارشناس خبره در تلویزیون ظاهر می شود در مورد همه چیز اظهار نظر می کند بدون آنکه به دانش تخصصی آن مربوط باشد، با بزرگترین صاحبان نظر و اندیشه علمی مرتبط یا بی ارتباط با رشته خود در ایران و جهان عکس می گیرد بدون آنکه حتی یک مقاله از آثار صاحبنظر را خوانده باشد. چون می خواهد به عنوان شخص قدرتمند مطرح شود و با نام او مشهور شود.

در چنین جامعه ای راننده اتومبیل که توان رقابت با پای پیاده با مردم ندارد، با سوار شدن بر اتومبیل نه چندان مطمئن خویش پا را بر پدال گاز خود بدون توجه به عواقب آن، چنان می فشارد که دیده شود و احساس قدرت داشتن خود را به رخ دیگران بکشد، آن هم می خواهد از این طریق به بخشی از قدرت ملموس دست پیدا می کند.

در جامعه ای که قدرت مملوس داشتن ارزش محسوب می شود نزدیک شدن به هر چیزی و هر شخصی که جلوه ای از قدرت در آن وجود دارد ارزش محسوب می شود؛ این از ویژگیهای جامعه بی قدرتان است این که چه مکانیسم های وجود داشته و دارد که یک جامعه ای چنین شود نیاز به تحلیل های تاریخی جامعه شناسی دارد./ انتهای پیام

false
true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false