×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۱۳ بهمن - ۱۴۰۱  
true
true
کدام مدیر برای توسعه لرستان می تواند عملکرد بهتری داشته باشد؟ بومی یا  غیر بومی: یادداشتی از دکتر حسن رضا یوسفوند


سالهاست که بحث های زیادی در برخی از استان‌ها از جمله لرستان وجود دارد که آیا برای مدیریت بهتر منابع باید بر روی ظرفیت های مدیران بومی استانی تکیه کرد یا باید از نیروهای غیر بومی برای توسعه بیشتر استفاده کرد؟ هر چند متر و اندازه دقیقی برای سنجش این ادعا که کدام یک از این مدیران در جهت اهداف یک سازمان یا توسعه یک منطقه می توانند موفق تر عمل کنند وجود ندارد اما می توان گفت عدم توجه کافی به برخی پارامترها در انتخاب مدیران می تواند چرخ توسعه را کندتر نماید.
نکته کلیدی در این جا واژه بوم است. منظور از بومی چیست؟ آیا کسی که صرفا در یک جغرافیای خاص به دنیا آمده یا زندگی می کند را می شود بومی اجتماعی و فرهنگی آن جغرافیا دانست؟ آیا به صرف اینکه فردی (جدای از برخی کنشگران علوم اجتماعی) که در یک بوم جغرافیای زندگی می کند را می توان آشنا به مولفه ها و عناصر و فرهنگی اجتماعی آن بوم دانست؟ به نظر می رسد پاسخ این پرسش ها خیر باشد؛ زیرا فردی می تواند سالهای سال در یک بوم جغرافیای زندگی کند، اما فرسنگ ها فاصله با بوم اجتماعی و فرهنگی مردمان آن جغرافیا داشته باشد و یا دقیقا در جهت محو عناصر فرهنگی و اجتماعی بعضا مفید برای توسعه بوم فرهنگی اجتماعی آن جغرافیا عمل نماید، در مقابل امکان دارد فردی دیگر در یک بوم جغرافیای دیگری زندگی کند اما عناصر و مولفه های فرهنگی بوم اولیه خود را بهتر حفظ و پاسداری کرده باشد و در جهت رشد آنان حتی در جغرافیای دیگر، کوشش مضاعفی نمایند. البته این امکان نیز وجود دارد افراد دیگر هر چند اندک مربوط به یک بوم جغرافیایی و فرهنگی دیگری باشند. اما عشق و علاقه وافری به بوم اجتماعی و فرهنگی دیگری داشته باشند و باعث اعتلای اقتصادی فرهنگی و اجتماعی بوم های دیگری شوند. برای سنجش بومی یا بومی نبودن افراد باید این نکته را مد نظر داشت که یک فرد خاص یعنی یک مدیر چقدر حامل فرهنگی و اجتماعی بوم جغرافیای خود است؟ چقدر به آنها اعتماد و پایبندی دارد؟ چقدر به پیشرفت و توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی و اجتماعی بوم خود باور دارد؟ و آیا نقطه ثقل مرکزی و راس هرم توسعه بوم را بر مبنای ایستارهای فرهنگی و اجتماعی بوم خود می داند یا از بوم های دیگر الگو برداری می کند؟ پاسخ به هر کدام از این پرسشها می تواند تاحدودی تکلیف ما را با اینکه آیا نیروی بومی برای توسعه و رشد یک جامعه یا سازمان بیشتر مفید هستند یا نیروی غیر بومی، مشخص می کند.
با توجه به نکات فوق می توان گفت به کار گیری نیروی های صرفا بومی بر مبنای جغرافیا، خیلی زود ناکارآمدی خود را نشان می دهد، زیرا این نیرو تجربه و شناخت علمی و حتی علاقه کمتری به بوم فرهنگی اجتماعی خود دارد و بنابراین مسائل مشکلات بوم خود و صبغه های فرهنگی اجتماعی آن را نمی شناسد و برای بقا مدیریتی خود از یکسو وارد زد و بندهای سیاسی شود که از این طریق بخواهد ضعف برآمده از عدم شناخت اجتماعی و بومی مدیریت خود را سیاسی و حتی در برخی موارد نیز امنیتی کند یا سرپوشی بر ناکارآمدی های خود بنهد. همچنین احتمال اینکه چنین مدیری دچار خاص گرایی های جغرافیای (اعم از شهری، روستایی و منطقه ای) شود نیز وجود دارد و در مواردی با تهیج احساس مردمان آن جغرافیا، سپهری نیز برای ناکارآمدی های خود بسازد. از سوی دیگر در بیشتر موارد، از آنجایی که الگوی ذهنی توسعه این چنین مدیری برگرفته از بوم خارجی است، بنابراین نمی تواند موفقیتی در حل مسائل جامعه خود داشته باشد. چنین مدیری چون تجربه زیسته و شناخت ناکافی مدیریتی و فرهنگی و حتی اداری از بوم ایده آل خود ندارد، احتمال اینکه دچار خطاهای محاسباتی در تصمیم گیری شود و با بحث های کلی بومی و غیر بومی حل معضلات اجتماعی بوم جغرافیای خویش را پیچده تر کند، نیز وجود دارد. این مدیران معمولا به دلیل عدم شناخت کافی و درک نادرست از روابط فرهنگی درون استانی، مسائل طایفه ای و قومی را برای سرپوش نهادن بر ناکارآمدی خود وارد عرصه مدیریتی و توسعه ای می کنند و چرخه عدم توسعه را تداوم می بخشند. در چنین حالتی در مواردی پیشنهاد مدیرانی می شوند که برخاسته از بوم جغرافیایی، یا بوم فرهنگی اجتماعی و منطقه ای دیگرند را می دهند. برای واکاوی این موضوع یعنی مدیران غیر بومی نکاتی را نیز می توان مطرح نمود. ادامه دارد…

false
true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false