true
آقای سعید لیلاز! تاریخ آن چیزی است که اتفاق افتاده است، نه آن چیزی که ما دوست داریم اتفاق افتاده باشد !
آقای لیلاز !
تاریخ، عرصه قضاوتهای سطحی و احساسی نیست ، تاریخ را باید عمیق ، مستند و منصفانه بررسی کرد . نمیتوان شخصیتهای تاریخی را با چند صفت تحقیرآمیز به حاشیه راند و گمان کرد که درباره گذشته ایران داوری علمی کردهایم . تاریخ را باید با اسناد شناخت ، معرفت تاریخی از مسیر اسناد ، شواهد و تحلیل منصفانه به دست ، نه از راه توهین ، تهمت و پیشداوری بدست می آید .
اگر کریمخان زند را «لر بیسواد و حاکم دائمالخمر» بخوانیم ، آیا واقعاً چیزی درباره جایگاه تاریخی او گفتهایم؟ آیا این تعابیر میتوانند جای تحلیل سیاست داخلی ، سیاست خارجی ، شیوه حکمرانی و عملکرد او را بگیرند؟ آیا میزان سواد رسمی یک حاکم ، بهتنهایی معیار سنجش خرد سیاسی اوست؟ و آیا درباره ادعای دائمالخمر بودن او ، بدون ارائه اسناد معتبر، میتوان حکمی قطعی صادر کرد؟ بیایید بهجای برچسبزنی ، کارنامه کریمخان زند را بررسی کنیم :
۱. سیاست داخلی
آرامش و بازسازی پس از سالها آشوب ، کریمخان زند در دورهای به قدرت رسید که ایران پس از سقوط صفویه ، کشتهشدن نادرشاه و منازعات جانشینان او ، گرفتار آشفتگی سیاسی و رقابت مدعیان قدرت بود . او توانست بخش بزرگی از ایران ، بهویژه مناطق غربی و مرکزی، را تحت اقتدار حکومت خود درآورد و شیراز را به مرکز سیاسی و اقتصادی کشور تبدیل کند .
از مهمترین وجوه کارنامه او ، تلاش برای برقراری ثبات سیاسی ، احیای کشاورزی و تجارت ، بازسازی شیراز و ایجاد مناسبات قابل اعتماد با بزرگان و نیروهای سیاسی و اجتماعی بود.(جان پری ایرانشناس برجسته)، در پژوهش خود درباره کریمخان زند، به سیاستهای اقتصادی سنجیده ، تلاشهای او برای رونق تجارت و کشاورزی و اعتباری که در مقایسه با بسیاری از حاکمان همعصرش به دست آورده بود . اشاره میکند .
البته نباید واقعیتهای تاریخی را گزینشی روایت کرد . دوران زندیه از آغاز تا پایان ، عاری از شورش و منازعه نبود؛ کریمخان نیز برای تثبیت قدرت خود با مدعیان حکومت جنگید. اما مسئله اساسی این است که او توانست پس از سالها آشفتگی ، در بخش بزرگی از قلمرو تحت فرمانش ثبات نسبی ایجاد کند و زمینه رونق اقتصادی و بازسازی شهری را فراهم آورد .
هنر حکمرانی را باید در توانایی برقراری ثبات، مهار منازعات ، بازسازی کشور و تأمین منافع عمومی جستوجو کرد؛ نه در اینکه یک حاکم چند کتاب خوانده یا چه سبک زندگیای داشته است .
۲. سیاست خارجی
تعامل بدون چشمپوشی از منافع ایران در سیاست خارجی نیز کارنامه کریمخان زند شایسته بررسی جدی است . او با شناخت شرایط منطقهای و اقتصادی، روابط تجاری با خارجیان را گسترش داد ، اما در تنظیم مناسبات تجاری با کمپانی هند شرقی بریتانیا، به پیامدهای اقتصادی خروج نقره از ایران توجه داشت . در توافق تجاری سال ۱۷۶۳ م . بر این نکته تأکید شد که مبادلات نباید به خروج تمام وجوه حاصل از فروش کالاها بهصورت نقدی و تضعیف اقتصاد ایران بینجامد . این موضوع نشاندهنده توجه حکومت او به حفظ منافع اقتصادی کشور در مناسبات خارجی بود .
همچنین لشکرکشی و تسلط چندساله بر بصره در سالهای پایانی حکومت او ، بخشی از سیاست منطقهای ایران در برابر عثمانی و تحولات خلیج فارس بود. این اقدامات را باید در بستر رقابتهای سیاسی و اقتصادی آن روزگار ارزیابی کرد .از این منظر، میتوان سیاست خارجی کریمخان را نمونهای قابل بررسی از تلاش برای حفظ استقلال تصمیمگیری و تأمین منافع ایران دانست . اگر ادعا میشود که او در برابر بیگانگان امتیاز داده یا از منافع کشور چشمپوشی کرده است ، باید مشخص شود کدام امتیاز، در چه تاریخی ، بر اساس کدام سند و با چه پیامدی! داوری تاریخی درباره سیاست خارجی یک حکومت ، با بررسی قراردادها، مناسبات تجاری، جنگها و نتایج عملی تصمیمات آن امکانپذیر است؛ نه با صفاتی که به شخصیت حاکم نسبت داده میشود .
۳ ـ لر بودن کریمخان؛ بخشی از هویت تاریخی ایران
آقای لیلاز: اگر کریمخان زند از تبار لر بوده است، این واقعیت تاریخی چه دلیلی برای تحقیر او به شمار میرود؟ مگر تاریخ ایران بدون نقش اقوام گوناگون شکل گرفته است؟ مگر میتوان سهم اقوام ایرانی را در ساختن این سرزمین نادیده گرفت و سپس از وحدت ملی سخن گفت ؟ قومیت نه امتیاز انحصاری است و نه نقطهضعف او به حساب می آید . لر بودن کریمخان زند ، همانند هویت قومی دیگر شخصیتهای تاریخی ایران ، بخشی از تنوع تاریخی و فرهنگی این سرزمین است.
آقای لیلاز: تاریخ ایران را باید همچون رنگینکمانی زیبا از اقوام ، فرهنگها و تجربههای تاریخی ترسیم کرد. هر رنگ این رنگینکمان بخشی از هویت مشترک ماست . هیچ قوم ایرانی بهتنهایی سازنده تاریخ ایران نبوده و هیچ قومی را نمیتوان از روایت ملی حذف کرد .
اگر به دنبال تقویت همبستگی ملی هستیم، باید روایتهایی را برجسته کنیم که سهم اقوام مختلف را در ساختن ایران نشان میدهند؛ روایتهایی که پیوند میآفرینند، نه کینه؛ همبستگی ایجاد میکنند، نه شکاف؛ و به شناخت متقابل و نه تحقیر دیگران می انجامد .
بیسوادی احتمالی؛ آیا معیار سنجش خرد سیاسی است؟ حتی اگر فرض کنیم کریمخان زند از سواد رسمی و دانش مکتوب گستردهای برخوردار نبوده است، آیا از این موضوع میتوان نتیجه گرفت که فاقد خرد سیاسی بوده است؟ میان سواد خواندن و نوشتن، دانش نظری، تجربه عملی و خرد سیاسی تفاوت وجود دارد. ممکن است فردی دانش نظری گستردهای داشته باشد، اما در اداره جامعه تصمیمهای نادرست بگیرد؛ در مقابل، ممکن است فردی از آموزش رسمی محدودی برخوردار باشد، اما در شناخت مناسبات قدرت، ایجاد ائتلاف، مدیریت بحران و حفظ منافع عمومی توانایی نشان دهد. کریمخان توانست از میان رقابتهای پیچیده سیاسی عصر خود، قدرتی نسبتاً پایدار ایجاد کند، مناسباتی با بزرگان و نیروهای اجتماعی برقرار سازد و به بازسازی اقتصادی و عمرانی شیراز بپردازد. اینها موضوعاتی هستند که باید در ارزیابی خرد سیاسی او بررسی شوند .
این سخن به معنای انکار اهمیت سواد و دانش نیست؛ بلکه به معنای تفکیک مفاهیم و پرهیز از داوری شتابزده است.
خرد سیاسی را باید در کیفیت تصمیمگیری، شناخت واقعیتها، تدبیر امور و پیامدهای حکمرانی بررسی کرد؛ نه اینکه آن را صرفاً با میزان تحصیلات رسمی یک فرد یکی بدانیم .
درباره ادعای دائمالخمر بودن
در مورد این ادعا نیز باید از همان معیار علمی استفاده کرد . در برخی روایتهای تاریخی درباره زندگی شخصی کریمخان، از علاقه او به بادهنوشی سخن گفته شده است؛ اما میان گزارشهایی درباره مصرف شراب و ادعای «دائمالخمر بودن» تفاوت وجود دارد. برای تبدیل چنین ادعایی به یک حکم تاریخی، باید اعتبار منبع، زمینه روایت و شواهد مؤید آن بررسی شود .
حتی اگر درباره رفتار شخصی یک حاکم شواهدی وجود داشته باشد، باز هم نمیتوان تمام کارنامه سیاسی او را به همان رفتار تقلیل داد. تاریخنگاری منصفانه، هم نقاط قوت را بررسی میکند و هم نقاط ضعف را؛ نه اینکه یکی را بزرگنمایی و دیگری را پنهان نماید .
سخن پایانی با آقای سعید لیلاز
آقای لیلاز؛ تاریخ ایران به اندازه کافی از روایتهای گزینشی، قضاوتهای شتابزده و داوریهای برخاسته از تعصب آسیب دیده است. امروز بیش از هر زمان دیگری به تاریخنگاری مستند، منصفانه و وحدتآفرین نیاز داریم .
اگر کریمخان زند را نقد میکنیم، باید درباره شیوه حکومتداری، تصمیمهای سیاسی، مناسبات اقتصادی، روابط خارجی و پیامدهای عملکرد او سخن بگوییم. اگر درباره سواد یا زندگی شخصی او ادعایی مطرح میکنیم، باید سند ارائه دهیم. اگر درباره هویت قومی او حرف میزنیم، باید بدانیم که قومیت هیچکس بهخودیخود معیار فضیلت یا رذیلت نیست. تاریخ را نباید آنگونه روایت کرد که دوست داریم بوده باشد؛ باید آنگونه شناخت که اسناد و شواهد اجازه میدهند.
تاریخ عرصه تسویهحساب با گذشتگان نیست؛ عرصه فهم تجربههای انسانی و سیاسی است. وظیفه ما نیز آن نیست که شخصیتهای تاریخی را بیعیب و نقص جلوه دهیم یا بیدلیل تحقیر کنیم؛ وظیفه ما شناخت منصفانه آنان و آموختن از تجربههایشان است.
بیایید بهجای تحقیر اقوام، نقش آنان را در ساختن ایران بازگو کنیم؛ بهجای تهمت، سند ارائه دهیم؛ بهجای قضاوت سطحی، تحلیل کنیم؛ و بهجای روایتهایی که جامعه را به اجزای متخاصم تقسیم میکنند، کلانروایتهایی از تاریخ ایران بسازیم که بر پایه حقیقت تاریخی، تنوع فرهنگی و همبستگی ملی شکل گرفته باشند ، زیرا ایران حاصل مشارکت تاریخی مردمانی با زبانها، فرهنگها و خاستگاههای گوناگون است و هیچ روایت منصفانهای از تاریخ آن نمیتواند سهم این مردمان را نادیده بگیرد.
کریمخان زند را باید با اسناد تاریخی شناخت؛ نه با برچسبهای تحقیرآمیز. لر بودن او بخشی از تنوع تاریخی ایران است و کارنامه حکمرانیاش موضوعی برای بررسی علمی و منصفانه است و این ، نه دفاع بیقیدوشرط از یک حاکم تاریخی، بلکه دفاع از حق تاریخ برای روایتشدن بر پایه اسناد، خرد و انصاف و عدالت است./ انتهای پیام
false
true
https://pejvakelorestan.ir/?p=20071
false
false
