true
حکایت اینکه لالایی بلد هستیم و خوابمان نمیبرد چیست؟! چرا در هنگام مواجهه با مشکلات دیگران، عاقلانهتر و معتدلتر رفتار میکنیم و معمولا تصمیمات بهتری میگیریم اما وقتی پای مشکلات و مسائل شخصی خودمان به میان میآید، در خیلی از مواقع، تصمیمات نادرست میگیریم، ضعیفتر عمل میکنیم و قادر به حل مشکلات خود نیستیم؟!
چرا برای حل مشکلات دیگران راهحل داریم، اما خیلی از مواقع قادر به حل مشکلات خودمان نیستیم؟
چالش سلیمان( پارادوکس سلیمان )، گرایش روانشناختی به استدلال خردمندانهتر دربارهیِ مشکلات دیگران نسبت به مشکلات خود است. در واقع، پارادوکس سلیمان به پدیدهای در روانشناسی اطلاق میشود که طی آن، افراد در حل مسائل و تصمیمهای مربوط به دیگران، عاقلانهتر، منطقیتر و آیندهنگرتر عمل میکنند تا در هنگام مواجهه با مسائل و مشکلات شخصی خود. با این اوصاف میتوان گفت این پدیده نمایانگر تفاوت میان خرد و توانمندی ما در راهنمایی و مشورت دادن به دیگران و گیجی و بلاتکلیفی در برابر مشکلات خود است.
پارادوکس سلیمان، برگرفته از نام حضرت سلیمان است که خرد و داوری عادلانهاش در امور دیگران زبانزد خاص و عام بود و توصیههایش بینقص و عالی بود، اما در زندگی شخصی خود تصمیمات نادرست و در پارهای از مواقع پُر از خطا و هیجانی داشت.
نگران نباشید، این یک پدیده علمی در روانشناسی است که آن را چالش سلیمان نامیدهاند.
نتایج برخی از پژوهشها نشان میدهد وقتی افراد دربارهیِ مشکلات دیگران فکر میکنند، چون از دید سوم شخص و بیطرفانه و با فاصله روانی بیشتری به موضوع نگاه میکنند؛ کمتر دچار سوگیری شناختی میشوند و معمولا کمتر در دام احساسات و هیجانات منفی میافتند. بنابراین، با توجه به اینکه مشکلات دیگران را از زوایای مختلف میبینند، منجر به ارزیابی بهتر و در نهایت به راهحلها و تصمیمات منطقیتری میانجامد. اما افراد در مواجهه با مسائل و مشکلات خود، بهدلیل سوگیریهای شناختی، ترس از شکست و قضاوت منفی دیگران و همچنین به علت بارش هیجانات منفی قادر نیستند ذهن خود را باز و منعطف نگه دارند، که این موضوع سبب میشود در قضاوت و تصمیمگیریهایشان اعتدال و عقلانیت کمتری داشته باشند و متعصبانه و سوگیرانه به مسائل و مشکلات شخصی خود نگاه کنند.
برای مقابله با چالش سلیمان و اتخاد تصمیمات صحیح، منطقی و معتدل در زندگی خود، میتوان از روشهای زیر بهره جست:
۱-فاصله گرفتن از خود ( یعنی نه از دید اول شخص بلکه از دید شوم شخص «مثل یک مشاور» به مسئله نگاه کنیم زیرا مکانیزم اول شخص با مکانیزم سوم شخص خیلی فرق میکند).
۲-مشاوره گرفتن از دیگران ( مشورت کردن با اهل فن نه با خرسخالهها و پیالهگردانهای فرصتطلب )
۳-کسب مهارتهای خودآگاهی و مدیریت هیجانات (خودآگاهی و مدیریت هیجانات جزو مهارتهای ۱۰ گانه اصلی زندگی محسوب میشوند و باید آموخته شوند)./ دکتر فریبرز گراوند( روانشناس و فعال فرهنگی اجتماعی )
false
true
https://pejvakelorestan.ir/?p=19731
false
false

عالی بود